راست گفتی امیر جان ما با هم، هم بندیم. ولی خوشحالم که هم بند من تو هستی ، حداقل خوشحالم که مجرم ها را به تفکیک جرمهایشان از هم جدا کرده اند.
بن بست پیر ات آن چنان به ناواگویه هایم شبیه بود که خواب ۴ ساعته یک روز من را گرفت.
ببین چگونه بند بندمان را در بند کردند؟
دیدی چگونه زندگیمان را گند کردند؟
|
+| نوشته شده توسط
مجید در شنبه پانزدهم تیر 1387
|