تبليغاتX
این هفته هم گذشت
اگه بخونین میتونین بدونین
 پستهای زنجیره ای 2(کپی و پیست خالص)

به شما این امکان رو میدن که یه رئیس واسه دنیا انتخاب کنین .... که قادر باشه به بهترین نحو ممکن دنیا رو رهبری و صلح و ترقی و خوشبختی رو برای بشریت به ارمغان بیاره

  

سه نفر برای این کار نامزد شدن..شما بگین بین این سه داوطلب کدوم رو انتخاب میکنین ؟؟؟

        

ولی اولش به یه سوال جواب بدین ..بعدش میریم سراغ انتخابمون

 

فکر کنین شما یه مشاور و مدد کار اجتماعی بسیار کار آمدی هستین ...یه روز تو دفتر کارتون نشستین یه خانوم حامله به شما مراجعه میکنه .... که هشت تا فرزند داره ..از این فرزندان سه تاشون ناشنوا ..دو تاشون کور و یکی از اون ها عقب افتاده هست...ضمنا خود این خانوم  هم به بیماری مهلکی دچار هست  ..

  

از شما مشورت میخواد که سقط جنین بکنه یا نه؟

   

شما با تجاربی که دارین و صرف نظر از اعتقادات مذهبی .برای این خانوم حامله چه پیشنهادی دارین..

کورتاژ بکنه یا خیر؟؟

 

   

 الان شد دو تا سوال

1- یه رهبر واسه دنیا

2- و مشکل این خانم حامله

 

 

گفتیم که سه تا نامزد برای ریاست دنیا داریم.

آقای شماره یک:

 با سیاستمدارهای بدنام و رشوه خوار کار میکنه..مشورتش با فالگیر و رمال وغیب گو و منجم هست.به زنش خیانت میکنه و روزی ده لیوان هم مشروبات الکلی صرف میکنه..

 

آقای شماره دو:

 از محلهای کار قبلیش اخراج شده تا 12 ظهر میخوابه..در مدرسه چند بار رفوزه شده.تریاک میکشیده و تحصیلات آنچنانی هم نداره. روزی یه بطری مشروب میخوره و چاق و بی تحرک هست 

  

و اما آقای شماره سه:

دولت کشورش بهش مدال شجاعت داده.گیاه خوار و دارای سلامت کامل هست.اهل سیگار و مشروب هم نیست..و هیچگونه سابقه بدی هم تا بحال نداشته..

 

 

بــــــــــــــــــــه چــــــــــــــــــــــــــه کســــــــــــــــی رای میدهـــــــــــــــــــــــید؟؟؟؟

 

  
 

آقای شماره یک: فرانکلین روزولت

  

  

آقای شماره دو: وینستون چرچیل

   

  

آقای شماره سه: آدولف هیتلر 
 

   

   

 

 چه درسی میگیریم؟؟؟؟

راستی داشت یادمون میرفت......چی؟؟

اون خانوم حامله..

 

اگه به اون خانوم پیشنهاد سقط جنین دادین ...

 

میدونین اون جنین کی بود؟؟که شما پیشنهاد کشتنش رو دادین؟؟

 

لودویک وان بتهوون

 

چه درسی گرفتیم؟؟

 

پیش داوری یعنی کاری که همه ما میکنیم

از بزرگترین اشتباهات بشریت هست

 

با تشکر از جعفر گنجی و ایمیلش

|+| نوشته شده توسط مجید در جمعه بیست و یکم فروردین 1388  |
 پستهای زنجیره ای1 (برای عوام)
چرا نباید میرحسین را نقد کرد؟ چون تنها گزینه اصلاح طلبان است؟

این را بزرگی گفت. من سئوال را برمیگردانم چرا باید میرحسین را نقد کرد و آن هم نقدی تخریبی در جهت دلسرد کردن عامه مردم از ایشان؟ سئوالم را جامع تر میکنم چرا مخالفت با جریانات سیاسی تحول خواهانه در ایران این روزها شده پز روشنفکری؟

من اگرچه از ابتدا به دلایل خاص خودم کاملن با آمدن آقای خاتمی مخالف بودم اما با این حال با دیدن این استقبال جوانانی که در این ظلمت کور سوی امیدی را یافته بودند خود نیز با این موج همراه شدم و از اعلام انصراف ایشان مثل خیل عظیم دوستداران ایشان اندوهگین شدم ، اما با این حال در همان یک ماه و اندی که اعلام حضور ایشان همچنان به قوت خود باقی بود و حتا در جلسه ای که فعالین دانشجویی دانشگاههای اصفهان در جواب یکی از دوستان که قیافه حق به جانبی به خود گرفته بودند و خود را روی صندلی خویش جمع کردند و در حال بستن دکمه های اورکت خود را در جهت تاثیرپذیری هرچه بیشتر سخنان خود بودند تا بتوانند آقای خاتمی را به عنوان بغض معاویه ای جلوه دهند که در نبودن حب علی ناچاریم به آن پناه ببریم با لحن تند و خشنی (از روی اطمینان قلبی) گفتم: نه تنها هیچ نقدی به آقای خاتمی وارد نیست بلکه تمام نقدهای موجود و غیر موجود در طی این چند سال به ایشان و جریان طرفدارش شده است و حضور دولت نهم و سیاستهایش را شاهدی بر این مدعا آوردم.

من کاملن با این که آقای میرحسین موسوی خودش را به جامعه بشناساند موافقم و این که ایشان هیچ چیز خاصی تا به حال در عمل به مردم نشان نداده اند و هرچه بوده مال ۲۰ سال پیش بوده که آن هم از ذهن غالب مردم پاک شده و به هیچ راهی نمیتوان آنها را ریکاوری کرد ، چون نه جامعه ایران آن جامعه سال ۶۷ است و نه شرایط جهانی با شرایط آن سالها ربطی پیدا میکند.

ولی آیا این دلیلی میشود که ما بخواهیم بر دلسردی های لانه کرده در تن و جسم ملت که بدون نواختن ما هم حسابی رقصیدن را بلدند دفی و یا تنبکی اضافه کنیم؟

پ.ن: عوام کلِ کل است. اگر عوام نباشد خواصی نخواهیم داشت.

 

|+| نوشته شده توسط مجید در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388  |
 آماده
نیم وجب بچه بودم که برای اولین بار یک رئیس جمهور رو میدیدم. کلاس دوم دبیرستان بود و خاتمی بود و میدان نقش جهان.

ولی هیچ وقت اینقدر برایم مهم نبوده که یک رئیس جمهور بیاید اینجا.

خوش می آیی اما من یک کوه کار داشتم این دو سه روزه.

 

|+| نوشته شده توسط مجید در سه شنبه هجدهم فروردین 1388  |
 
 
بالا