امروز ۲۹ بهمن ماه مصادف با روز سپندارماز یا سپندارمذگان یا اسفندگان یا هرچی دیگه که شما میگید، است ،روز عشق در فرهنگ ۳۵۰۰۰ هزار ساله ما، ببخشید ۳۵ میلیون ساله ما ، باز هم هرچی شما بگید ، است.
یه چهار پنج سال پیش بود که روزی به نام ولنتاید یا ولنتاین یا ولنتایم به سبب همه گیر شدن ماهواره و حضور موجود خوشگله قشنگی به نام حمید شب خیز وارد فرهنگ ایرانی اسلامی عربی اتیوپیایی... ما شد. و بعد از اینکه دو سه سالی هنوز از باکلاس شدنمون نگذشته بود که ییهو زد زیر دلمون که ای دریغا چه نشسته ای که جماعت اجنبی کلی چیز از ما قرض گرفتند و زرشکککککک که ما باید از آنها چیز قرض کنیم؟ و به قول نامجو :" از اونجایی که ما باید توی مملکتمون همه چی داشته باشیم" باید حتمن روز عشق رو هم پیدا میکردیم حالا به هر ضرب و زوری که هست.
البته من نه با زرتشتی بودن مشکل خاصی دارم نه با فرهنگ باستانی و این قبیل مسائل، با این حال تفسیرهای تامل برانگیز دوستان زرتشتی برایم همیشه جالب و بعضی وقتها مسخره مینمود. مثل اون حرف جناب آقای کوروش نیک نام که تولد حضرت مسیح را به فرهنگ زرتشتی ربط میداد. نمیدانم شما کوروش نیک نام را میشناسید یا نه؟ ایشون نماینده زرتشتیان در مجلس هفتم بودند و در تنها دفعه ای که ایشان را ملاقات کردم صدایم در آمد که داری دین زرتشت را تبلیغ میکنی. و طنز روزگار این بود که دیدم ایشان برای انتخابات پیش رو رد صلاحیت شدند به خاطر نداشتن التزام عملی به دین زرتشت! (فکر کنم یک بار برای امام حسین گریه کرده بوده)
پایگاه زرتشتیان در ایران را میتوان بدون شک یزد نامید که هنوز هم در آنجا تعداد قابل توجهی زرتشتی و آتشکده و... وجود دارد و قدیمی ترین مسجد ایران هم در همان شهر وجود دارد، این را چند روز پیش که یزد رفته بودم فهمیدم و به قول لیدر تورمان وقتی مسلمانها داشتند با سپاه ایران میجنگیدند ، این مسجد در حال ساخته شدن بود. گفتم مسجد بگذارید تا یک خاطره باحال از همین سفر برایتان بگویم: در این سفر آقای صفایی فراهانی هم همراه ما بود و برای خواندن نماز به مسجدی رفتیم که امام جماعت آن داماد آقای خاتمی بود و بعد از نماز با لهجه یزدی به صفایی رو کرد و گفت: چهره شما برای من آشناست؟!؟!؟ یکی از بچه ها با لحن بسیار بدی که هنوز که یادش میفتم از خنده روده بر میشم گفت: ایشون تو کار فوتبال و اینا بودند(انگار مثلن توپ جمع کن بوده).

گفتم لهجه یزدی این را هم خاطر نشان کنم که این لهجه مثل همون شیرینیهای معروفشان قطاب و باقلوا خوشمزه است، البته خاطر نشان کنم که منظورم قطاب و باقلوا از نوع درجه یک بود یه چیزی مثه قطابهای حاج خلیفه که نزدیک عمارت امیرچخماقه(میرچخماق به گویش یزدی). همونجایی که دو تا عکس از رئیس جمهور های پیشین رو در حال شیرینی برداشتن نشان میدهد. نمیدونم چرا این رئیس جمهور جدید رو بهش شیرینی تعارف نکردند؟ از ما نشنیده بگیرین ولی یه یزدی به ما گفت که آقای احمدی نژاد رو حتا به داخل مغازه دعوت نکردند.
|
+| نوشته شده توسط
مجید در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386
|